به صوتِ بلبل و قمری اگر ننوشی می

شرحِ شعرِ حافظ

درس‌گفتارِ استاد مهدیِ نوریان

به صوتِ بلبل و قمری اگر ننوشی می، علاج کی کنمت آخِرُ الدّواء الکیّ.

ذخیره‌ای بنه از رنگ و بویِ فصلِ بهار، که می‌رسند ز پی رهزنانِ بهمن و دی.

چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو، منه ز دست پیاله چه می‌کنی هی هی.

خزینه‌داریِ میراث‌خوارگان کفر است، به قولِ مطرب و ساقی به فتویِ دف و نی.

چو هست آبِ حیاتت به دست تشنه ممیر، فلاتمت و منَ الماءِ كل شیءٍ حی.

زمانه هیچ نبخشد که باز نستاند، مجو ز سفله مروت که شیئه لاشی.

نوشته‌اند بر ایوانِ جنةالمأوی، که هرکه عشوۀ دنیی خرید وای به وی.

سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست، بده به شادیِ روح و روانِ حاتم طی.

بخیل بویِ خدا نشنود بیا حافظ، پیاله گیر و کرم ورز والضّمانُ علیّ.

با عضوشدن در کانالِ شارح، از آخرین رویدادهای این تارگاه باخبر شوید.