یا رب این نوگلِ خندان که سپردی به منش

درس‌گفتارِ حافظ‌شناسی

استاد مهدیِ نوریان

یا رب این نوگلِ خندان که سپردی به منش، می‌سپارم به تو از چشمِ حسودِ چمنش.

گرچه از کویِ وفا گشت به صد مرحله دور، دور باد آفتِ دورِ فلک از جان و تنش.

گر به سرمنزل سلمی رسی ای بادِ صبا، چشم دارم که سلامی برسانی ز منش.

به‌ادب نافه‌گشایی کن از آن زلفِ سیاه، جایِ دل‌های عزیز است به هم برمزنش.

گو دلم حقِ وفا با خط و خالت دارد، محترم دار در آن طرۀ عنبرشکنش.

در مقامی که به یادِ لبِ او می نوشند، سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش.

عرض و مال از درِ میخانه نشاید اندوخت، هرکه این آب خورد رخت به دریا فکنش.

هرکه ترسد ز ملال اندهِ عشقش نه حلال، سرِ ما و قدمش یا لبِ ما و دهنش.

شعرِ حافظ همه بیت‌الغزل معرفت است، آفرین بر نفسِ دلکش و لطفِ سخنش.

سایر برنامه‌ها

با عضوشدن در کانالِ شارح، از آخرین رویدادهای این تارگاه باخبر شوید.