مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق

درس‌گفتارِ حافظ‌شناسی

استاد مهدیِ نوریان

مقامِ امن و میِ بی‌غش و رفیقِ شفیق؛ گرت مدام میسر شود زهی توفیق.

جهان و کارِ جهان جمله هیچ بر هیچ است؛ هزار بار من این نکته کرده‌ام تحقیق.

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم؛ که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق.

به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمتِ وقت؛ که در کمینگهِ عمرند قاطعانِ طریق.

بیا که توبه ز لعلِ نگار و خندهٔ جام؛ تصوری ست که عقلش نمی‌کند تصدیق.

اگرچه مویِ میانت به چون منی نرسد؛ خوش است خاطرم از فکرِ این خیالِ دقیق.

حلاوتی که تو را در چهِ زنخدان است؛ به کنهِ آن نرسد صدهزار فکرِ عمیق.

اگر به رنگِ عقیقی شد اشکِ من چه عجب؛ که مهرِ خاتمِ لعلِ تو هست همچو عقیق.

به‌خنده گفت که حافظ غلامِ طبعِ تو ام؛ ببین که تا به چه حدم همی‌کند تحمیق.

سایر برنامه‌ها

با عضوشدن در کانالِ شارح، از آخرین رویدادهای این تارگاه باخبر شوید.